مقالات تحلیلی :: پایگاه فرهنگی تحلیلی نقد بی طرف

پایگاه فرهنگی تحلیلی نقد بی طرف

نقد بدبینی و سیاه نمایی نیست ، بلکه برشی از یک حقیقت است ...

.

پدیدارشناسی اینستاگرام / وحید یامین پور


تا چندی پیش نگاتیو کالای گران و خاص بود که نه ارزان بدست می آمد و نه ارزان مصرف می شد. محدودیت داشتن نگاتیو، عکاسی را به هنر تبدیل کرده بود. چشم عکاسان باید سوژه و قاب را با وسواس می جست و انتخاب می کرد. بنابراین هر چیزی شانس آنرا نمی یافت که به «عکس» تبدیل شود. بنابراین عکس امری همه جایی و همگانی نبود و کم و بیش به بخشی از حوزه ی فاخر مصرف فرهنگی مربوط می شد. حتی آنهنگام که بنابود یادگارهایی از اشخاص بر روی دیوار یا طاقچه قرار بگیرد، آیینی از آماده سازی و ژست های تعریف شده طی می شد؛ چون احتمال تکرار و تعدد آن آسان نبود.

با دیجیتال شدن عکاسی، تولید و مصرف عکس آنچنان آسان و هرجایی شد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. گوشی های تلفن همراه و نرم افزارهای موبایلی جزءجزء زندگی را قاب بندی می کنند و به اشتراک می گذارند. به نوعی عکس به زبان بی زبان گفتگو و تعاملات میان فردی بدل شده و جای متن و مفهوم را گرفته است. زندگی انباشته از عکس و تصویر چگونه باید ادراک شود؟ در این میان «اینستاگرام» با جذابیت رو به تزاید خود، تصویری جدید از دنیایی است که زندگی به روایت عکس را در خود جای داده است. اما رمز و راز این جاذبه چیست ...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۵
مروری اجمالی بر دیدگاه رهبرانقلاب در باب هنرانقلابی

هنر انقلابی باید زیبایی ها را تبیین کند

.

پنجاه، شصت سال کسانی بر ما حکومت کردند که آورنده‌ی آن‌ها، نه اینکه ما نبودیم- چون در ایران حکومت مردم به این صورت اصلًا سابقه نداشت- بلکه دلاوریِ خودشان هم نبود. ای‌کاش اگر دیکتاتور بودند، اقلَّا مثل نادرشاه با زور بازوی خودشان، یا مثل آغامحمدخان با حیله‌گری خودشان بر سر کار آمده بودند؛ اما این‌طور نبود. دیگران آمدند و آن‌ها را بر این ملت مسلّط کردند و تمام منابع مادّی و معنوی این ملت را به غارت بردند. با رنجها و محنتهای بسیاری، حرکت عظیمی در مقابل این پدیده‌ی شوم اتّفاق افتاد و توانست با فدا کردن جانها و با عریان کردن سینه‌ها در مقابل دشنه‌ی دشمن غدّار، به جایی برسد. این زیبا نیست؟ هنر چگونه می‌تواند از کنار این‌ها بی‌تفاوت بگذرد؟ این توقّعِ انقلاب است. هنر انقلابی‌ که ما از اوّل انقلاب همین‌طور گفتیم و آن را درخواست کردیم، این است. آیا این توقّعِ زیادی است؟ موسیقی و فیلم و تئاتر و نقاشی و سایر رشته‌های هنریِ شما باید به این مقوله بپردازد؛ این‌ها چیزهای لازمی است. توقّعِ انقلاب از هنر و هنرمند، یک توقّعِ زورگویانه و زیاده‌خواهانه نیست؛ بل مبتنی بر همان مبانی زیباشناختی هنر است. هنر آن است که زیباییها را درک کند. این زیباییها لزوماً گل و بلبل نیست؛ گاهی اوقات، انداختن یک نفر در آتش و تحمّل آن، زیباتر از هر گل و بلبلی است. هنرمند باید این را ببیند، درک کند و آن را با زبان هنر تبیین نماید. (بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر ۱۳۸۰/۰۵/۰۱)
 
* جهت‌گیری کار هنری باید دقیق و درست باشد
 
سنت الهی در تاریخ اقتضا می‌کرد که تفکر اسلامی و اندیشه‌ی پاک الهی، در یک نوبت رو بیاید، و آن نوبت اکنون آغاز شده است و معلوم می‌شود که یکی از نشانه‌هایش ماییم. یکی از نشانه‌هایش، لبنان و آفریقا و کشورهای گوناگون اسلامی است. یکی از نشانه‌هایش، احساس ضعف دنیا در مقابل تفکر الهی و توحیدی است که وجود دارد و در حال به وجود آمدن است. در این مجموعه و در این حرکت عظیم، این فکر پاک و مقدسی که در دنیا به وجود آمده است- فکر انقلابی‌ و توحیدی و الهی- در صف‌آرایی با فکر شیطانی و اهریمنی قرار گرفته است. ما که اهل هنریم‌- شما را می‌گویم و از زبان شما حرف می‌زنم- باید این مایه‌ی هنر را به کار ببریم و غلیظ کنیم و شاعر و نویسنده و هرگونه هنرمند دیگری، در خدمت این تفکر مقدس قرار بگیرند و از هنر و مایه‌ی هنر و ابزار هنر، حداکثر استفاده را بکنند.
 
چیزی که خیلی مهم است، این است که به کار بردن هنر باید مثل همه‌ی ابزارهای دیگر که حامل یک فکر هستند، جهت‌گیریش خیلی دقیق و روشن و درست بوده باشد و دچار اشتباه در جهت‌گیری نباشد.(بیانات در دیدار جمعی از هنرمندان حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۶۸/۰۸/۲۱)
 
* معارف الهی را منتشر کنید
 
نباید تصوّر کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی - مثلاً روحانیت و غیره - صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهای پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینی است. اینها حقایقی است که همه پیامبران الهی برای آوردن آنها به میان زندگی بشر، بارهای سنگینی را تحمّل کردند. نمیشود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهای زبده‌ترین انسانهای عالم را - که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند - تخطئه کنیم و نسبت به آن بیتفاوت بگذریم. هنر دینی این معارف را منتشر میکند؛ هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی میکند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه‌ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. (بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر ۱۳۸۰/۰۵/۰۱)
 
* باید پیروزی ملت‌مان را روایت کنیم
 
ما در این ماجرای هشت ساله، یک پیروزی مطلق به دست آوردیم. ما که جنگ را شروع نکرده بودیم که بگوییم فلان جا را می‌خواستیم بگیریم، نتوانستیم، پس ناکام شدیم؛ قضیه این نبود. قضیه این بود که دشمنی به ما حمله کرده بود و می‌خواست بخشی از خاک ما را بگیرد؛ همه دنیا هم به او کمک کردند؛ ما هم مردانه ایستادیم؛ ناکام شد و بینی‌اش به خاک مالیده شد و برگشت. پیروزی از این بالاتر؟ این پیروزی را با همین ابعاد، با همه خصوصیاتی که در آن وجود دارد، با همه آن هزاران هزار ماجرایی که آن را به وجود آورده است، ما باید روایت کنیم. این کارِ هنرمندان عزیز ماست؛ کار نویسندگان است؛ کار سینماگران است؛ کار شاعران است؛ کار نقّاشان است؛ کار اصحاب فرهنگ و هنر است. (بیانات در دیدار جمعی از مدیران و فعالان فرهنگی دفاع مقدس ‌۱۳۷۹/۰۷/۰۶)
 
* حقیقت را بفهمید و تبلیغ کنید
 
مهمترین وظیفه [ی انسانِ هنری و فرهنگی] هم تبلیغ و تبیین است؛ «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احدا الّا اللَّه»؛ این یک معیار است؛ حقیقتی را که درک میکنید، آن را تبیین کنید. کسی انتظار ندارد برخلاف آنچه که میفهمید حرف بزنید. نه، آنچه را که میفهمید، بگوئید. البته برای اینکه آنچه میفهمید درست و صواب باشد، باید تلاش و مجاهدت کنید؛ چون در حوادثِ فتنه‌‌‌‌‌‌‌گون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است. اگر بنا باشد یک شاعر هم مثل دیگران گول بخورد، فریب بخورد و بی‌‌‌‌‌‌‌بصیرتی به سراغش بیاید، این خیلی دون شان یک انسان هنری و یک انسان فرهنگی است. پس باید حقیقت را فهمید؛ بعد هم باید همان حقیقت را تبلیغ کرد. نمیشود با شیوه‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی - شیوه‌‌‌‌‌‌‌های سیاستگران و سیاستمداران - در عالم فرهنگ حرکت کرد، این خلاف شان فرهنگ است. در عالم فرهنگ بایستی گره‌‌‌‌‌‌‌گشائی کرد؛ بایستی حقیقت را باز کرد، بایستی گره‌‌‌‌‌‌‌های ذهنی را باز کرد. و این تبیین لازم دارد، یعنی همان کار انبیاء. (بیانات در دیدار جمعی از شعرا ۱۳۸۸/۰۶/۱۴)
 
* تعهّد در قبال فُرم و مضمون لازم است
 
هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسی که قریحه هنری دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بیتلاش، هنرمندی که برای تعالی کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمیکند، در حقیقت به مسوولیتِ هنری خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. البته ممکن است انسان یک وقت به جایی برسد که بیش از آن نمیتواند تلاش کند - بحثی نیست - اما تا آن‌جایی که میتواند، باید برای اعتلای قالب هنری تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسوولیت - البته این شور و عشق هم مسوولیت است؛ آن هم یک دست قوی است که انسان را وادار به کاری میکند و نمیگذارد که احساس تنبلی و تن‌آسایی، او را از کار باز بدارد - به دست نمی‌آید.
 
علاوه بر این، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه میخواهیم ارائه بدهیم؟ اگر انسان محترم و عزیز است، دل و ذهن و فکر او هم عزیز و محترم است. نمیشود هر چیزی را به مخاطب داد، فقط به صرف این‌که او نشسته و به حرفهای ما گوش میدهد. (بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر ۱۳۸۰/۰۵/۰۱)
 
* هنر را از شکل کالای تجملی خارج کنید
 
هنرمندان، زبان رسای هنر را در خدمت انقلاب و اسلام - که عزیزترین سرمایه‌ی مردم است - به‌کار گیرند و این عطیه‌ی الهی را صرف تعالی افکار مردم کنند و هنر را از آمیزش با مظاهر زیانبار فرهنگ بیگانه رها سازند. هنر را با حفظ تعالی آن به میان مردم برند و در ذهن و دل آنان وارد کنند و از شکل کالای تجملی و مخصوص گروهی خاص خارج سازند. (پیام به ملت شریف ایران در چهلمین روز ارتحال امام خمینی(ره) ۱۳۶۸/۰۴/۲۳)
 
* مایه‌ی هنری را غلیظ کنید
 
شما وقتی‌که هنری را در خود یافتید و آن را دنبال کردید و ریشه و چشمه‌ی هنر را در خودتان به جوشش درآوردید، باید کوشش کنید مایه‌ی هنری را غلیظ نمایید تا بتوانید این اندیشه‌ی مقدس و این روح پاک امروز دنیا - یعنی انقلاب اسلامی - را که مثل روح و اندیشه‌ی معصومی، در دنیای ناپاک افکار غلط و در روزگار سیاه ما، بالاخره جای خودش را در دنیا باز می‌کند، تقویت نمایید و گسترش دهید. (بیانات در دیدار جمعی از هنرمندان حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۶۸/۰۸/۲۱)
 
* مردِ زمانه‌ی خودتان باشید
 
مرد زمانه‌ی خودتان باشید، آدم زمانه‌ی خودتان باشید. زمانه‌ی شما، زمانه‌ی مهمّی است. بنده در این خطّ تاریخ طولانی ایران، بخصوص قسمت بعد از اسلام، خیلی رفت‌وآمد کرده‌ام - سلسله‌هایش، احوال اجتماعی کشور، احوال سیاسی کشور، جنگها، پادشاهی‌ها - گمان نمی‌کنم در تمام این هزار و اندی سال، کشور حادثه‌ای به عظمت حادثه‌ی انقلاب اسلامی به خود دیده باشد. به عظمت این حادثه، من حادثه‌ای سراغ ندارم که کشور ما به خود دیده باشد. ما تلخی‌های بزرگی داشته‌ایم؛ امّا فتوحات بزرگ که یک ملّت این‌جور ناگهان بشکفد، این‌جور ناگهان رشد کند، این‌جور ناگهان همه‌ی این حصارهای گوناگون را که دور او به حالت مصنوعی چیده بودند، به هم بریزد، قد بکشد، سر بلند کند و وضعش در ظرف بیست سی سال این تغییر عظیم را بکند، هرگز چنین چیزی در کشور رخ نداده بود.
 
خوب، این مزرع مهمّی است برای رشد فرهنگ، اندیشه و هنر از این استفاده کنید، این زمانه را تصویر کنید، با این تصویرِ خودتان زمانه را غنی کنید. هرچه که شما بگویید که خوب باشد، درست باشد، مستحکم باشد، متین باشد، پرمغز باشد، این زمانه‌ی شما را غنی می‌کند؛ این ظرف را پر می‌کند از محتوای باارزش و غنی و مستغنی کننده. (بیانات در دیدار شاعران ‌۱۳۸۹/۰۶/۰۳)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۰۹

مشخصات فیلم

نام:
چند متر مکعب عشق
کارگردان:
جمشید محمودی 
تهیه کننده:
نوید محمودی 
نویسنده:
جمشید محمودی 
 
ساعد سهیلی، حسیبا ابراهیمی، نادر فلاح، علیرضا استادی، مسعود میر طاهری، افشین سلیمان‌پور، امیر غفور صدخسروی، کاظم علیزاده
خلاصه داستان:

عبدالسلام که یک مهاجر افغان است، به همراه دخترش مرونا در یک کارگاه مشغول کار و زندگی است. عشقی در راه است عشق صابر به مرونا، عشقی که فرجامش را هیچ کس نمی‌داند، نه صابر، نه مرونا و نه حتی عبدالسلام...

سال تولید:
1392


« تحلیل و بررسی اثر به همراه تصاویر و تیزر این فیلم در ادامه مطلب »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۳۷

مشخصات فیلم

نام:
شاهزاده روم
کارگردان:
هادی محمدیان  
تهیه کننده:
حامد جعفری 
نویسنده:
هادی محمدیان 
 
خلاصه داستان:

داستان این انیمیشن درباره پرنسسی مسیحی و پاکدامن به نام ملیکا نوه قیصر کبیر روم است که دست سرنوشت او را به بلاد اسلامی می‌آورد و در نهایت مادر امام عصر عجل‌الله می‌شود.

سال تولید:
1393
« تحلیل و بررسی اثر به هراه تصاویر و تیزر انیمیشن در ادامه مطلب »
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۵۲

.

Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of Iran

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei

21st Jan. 2015

#letter4u

>>Download PDF<<

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۳۹

( بسمه الحق )

مساله‌ لبنان و فلسطین به ما چه ربطی دارد؟

- به قلم رضا امیرخانی


عنوانِ این صحبت، ضرب‌المثلی است عربی. عرب‌زبان وقتی نسبت به مساله‌ای بلاموضع باشد و بی‌بهره از او بخواهند تا برابر آن مساله موضع بگیرد، چنین می‌گوید: این نه شترِ من است و نه ناقه‌ی من! گویا این ضرب‌المثل گوشه‌ی چشم و تلمیحی نیز داشته باشد به حکایتِ عبدالمطلب که به عام‌الفیل به نزد ابرهه رفت و در حالی که قوم منتظر بودند تا وی ابرهه را از ویران نمودنِ کعبه برحذر دارد، از ابرهه شترانش را طلب کرد که سپاه به یغما برده بود... 


- (متن در ادامه مطلب) -

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۱۶

( بسمه الحق)

خاطره ی یک روز عادی

به قلم حسین علوی

وقتم زیاد تو مترو تلف میشد و از این بابت خیلی ناراحت بودم؛ تصمیم گرفتم تمام وقتم را که توی مترو هستم رو کتاب بخونم البته اینم بگم که ساعت های خلوت مترو مسافرش بودم وگاهی که به شلوغی می خوردم نمیتونستم کتابم رو دنبال کنم؛ خلاصه شروع به خوندن کردم با همون مشکلاتی که خودتون میدونید که یکیش سرک کشیدن مردم توی کتابته که واقعا من اذیت میشم، چند وقتی فکر کردم که از چه کتابی شروع کنم که این فکرها منتج به کتابهای شهید مطهری(ره) شد از کتاب مناظره ی چهار جانبه شروع کردم و واقعا از خوندنش لذت میبردم وقتی تموم شد رفتم سر کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام؛ نمی دونم چرا هر وقت کتابم رو توی مترو بازمیکردم که بخونم مردم انگار یه موجود فضایی دیدن چهار چشمی می پاییدنم؛ یک به یک صفحات کتاب رو میخوندم و جلو میرفتم که به بخش دافعه حضرت رسیدم که بیشتر به خوارج اشاره دارد در تعریف خوارج مقام معظم رهبری سخن بسیارزیبایی دارند ایشان میفرمایند :

(( خوارج را درست بشناسید کسانى با تمسّکِ ظاهر به دین، با تمسّک به آیات قرآن، حفظ کردن قرآن، حفظکردن نهج‌البلاغه(البته آن روز فقط قرآن بود؛ ولى در دوره‌هاى بعد، هر چه که مصلحت باشد و ظاهر دینىِ آنها را حفظ کند) به برخى از امور دینى ظاهراً اعتقاد داشتند؛ اما با اساس دین مخالفت مى‌کردند و بر روى این حرف تعصّب داشتند. دم از خدا مى‌زدند؛ اما نوکرىِ حلقه به گوش شیطان را داشتند. دیدید که منافقین یک روز آن طور ادّعاهایى داشتند؛ بعد هم وقتى لازم شد، براى مبارزه با انقلاب و امام و نظام جمهورى اسلامى، با امریکا و صهیونیست ها و صدّام و با هر کس دیگر حاضر بودند کار کنند و نوکریشان را انجام دهند! خوارج، این طور موجوداتى بودند.))

در ذیل خوارج 3گروه وجود دارند که ازنظر من هیچ حکومت ورژیم ونظامی نیست که از آنها خالی باشد ناکثین، مارقین و قاسطین استاد مطهری این 3 گروه رو اینطوربه ما معرفی میکنند:

ناکثین:از لحاظ روحیه پول پرستان بودند،صاحبان مطامع وطرفدار تبعیض.

مارقین:روحشان روح عصبیتهای ناروا و خشکه مقدسی ها وجهالتهای خطرناک بود.  

قاسطین:روح قاسطین روح سیاست وتقلب و نفاق بوده آنها میکوشیدند تا زمام حکومت را در دست گیرند و بنیان حکومت و زمامداری علی(ع) را در هم فرو ریزند ...

چشمانم گرد شده بود متعجب بودم از تکرار تاریخ  که چطور در این سالها بعضی گروهها و حزبها خواستند که فرش را از زیر پای علی زمان بکشند وعده ایی هم با سکوت سر ریز از قهقهه خود سر تأیید تکان دادند؛ استاد در ادامه توضیح می دهد عده ایی پیشنهاد کردند با آنها کنار آید و تا حدودی مطامع شان را تأمین کند او نپذیرفت او آمده بود با ظلم مبارزه کند نه آنکه ظلم را امضاء کند بالاخره به مقصدم رسیدم درب  مترو باز شد در حال بیرون رفتن از سالن مترو بودم تا اون روز که این صفحه از کتاب رو بخونم از وجود چنین گروه هایی بی خبر بودم

عمیق تو فکر فرو رفته بودم...

آخه خدا یعنی  چی!؟...

چقدر جالب!!!؟..

یعنی اینایی که ما الآن  میبیبنم ادامه همونان!؟...

اینا چقدرشبیه...!؟

 

خلاصه رفتم تو حال هوای 4 سال پیش حوادث اون موقع تا الآن همش شد یه کلاکت 100  ثانیه ایی جلوی چشمام، دیگه نزدیک خونه بودم واین سؤال هنوز در ذهنم بود ....

که خدایا اون آدما، اون گروه ها اون افکار،الآن کجای این مملکت اند و نفس میکشند؟ و چکار میکنند؟ ....

 

یاعلی مدد

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۴۶

( بسمه الحق )

من روزه می گیرم ...

به قلم حسین علوی

متأسفانه متوجه شدم عده ای در شبکه های اجتماعی حرکتی را آغاز کردند با شعار من روزه   نمی گیرم زیرا...  ودلایلی می آورند و با این کار ادعا میکنند که نعوذ بالله از خدای متعال بیشتر میفهمند وخواسته یا ناخواسته دچار شرک شده اند...

دلایلی می آورند که با روزه گرفتن بدن دچار آسیب میشود وآسیب رساندن به بدن حرام است، دلایلی که معلوم نیست پایه و اساسش کجاست و بی توجه و یا با توجه!! به آن که این عمل از واجبات دین است آنرا زیر سؤال برده و حتی به سخره گرفتند.

عمل به واجبات دین دقیقا همان یاری کردن امام زمان است و عمل نکردن به آن دست کشیدن از یاری کردن اوست درست مثل مردم کوفه که دست از یاری امامشان کشیدند و با سنگ و نیزه و شمشیر قربة الی الله بر بدن امام زمانشان حمله بردند حال عده ایی با شعار من روزه نمی گیرم یعنی با همان عمل نکردن به واجبات(قربة الی الله) حمله به امام زمانمان میکنند ... واز اینجا روی سخنم با شماهاست، شما که چشم دیدن ساعاتی با خدا بودن و روزه گیری جوانان ما را ندارید و با دیگر هم کیشانتان سعی و تلاش میکنید که فواید عقلی و پزشکی و اجتماعی روزه را از دید هم نسلی هایم پنهان کنید، شما از همان کسانی هستید که در کربلا به همراه لشگر یزیدیان روبه روی امام وقت می ایستادید چرا که در کربلای امروز روبه روی امام زمان ایستادید وحالا دین و احکام او را زیر سؤال بردید تنها برای اینکه نخواستید خود ساعاتی گرسنگی و تشنگی را تحمل کنید و حالا تصمیم گرفتید که دیگران را هم همرنگ خود کنید و به دستور ولی امرتان شیطان به قعر جهنم ببرید ...

و اما تو ای کسی که نمیخواهی روبروی امام زمانت بایستی،به این فرمان شیطان گوش نکن چون او هیچ وقت خیر من و تو را نخواسته، هیچ وقت ... و اصلا از ابتدای خلقتمان با ما سر دشمنی داشته تا مارا فدای گمراهی و هبوط خود کند...

آیا رواست که من وتو در یک ظهر گرم وداغ تابستانی ماه رمضان برای آن که جگر خود را خنک کنیم،آب خنکی بنوشیم ولی دل امام زمانمان که هر شب برای گناهان ما می گرید و از خدای متعال برای ما طلب آمرزش میکند با گدازه ایی از آتش گناهمان بسوزانیم؟

حالا اگر میخواهی در مورد آثار مختلف روزه اطلاعی کسب کنی و حتی از فواید پزشکی اش مطلع شوی چند دقیقه ای وقت بگذار و مقاله ی ( افطار عقل )  را در این لینک بخوان ...

پس با من همراه شو ای عزیز و این ندا را با افتخار با من زمزمه کن ( من روزه می گیرم ... ) و بیا امسال با هم رمضانی متفاوت داشته باشیم ...

 

   آقا ببخشید اگر گاهی ما                                          کوتاهی میکنیم کوتاهی حتی در دعا

          آقا ببخشید اگر گاهی ما                                       خون به دلتان میکنیم ومیگویم التماس دعا

    آقا ببخشید اگر گاهی ما                                          حواسمان نه به شما هست نه به الله

    آقا ببخشید اگر گاهی ما                                          روزه هم نمی گیریم قربة الی الله !!!

 




 این مطلب منعکس شده در :

    - عمارنامه

    - شبکه اجتماعی افسران

    - بولتن نیوز

    - حزب الله سایبر

    - صراط نیوز

    - مجله فرهنگی راز 57

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۲۳:۵۳